السيد الخميني
516
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
رضا خان دادند ؟ چه حقى ، پدران ما چه حقى داشتند كه يك همچو كارى بكنند ؟ نه ما پدرانمان را وكيل كرده بوديم و نه خودمان وكيل كرده بوديم اين وكلا را . اينها بى جا يك همچو كارى كردند . سلطنت « شاه » حتى خلاف قانون اساسى رژيم بنا بر اين اصلًا رژيم سلطنتى بطلانش همراه خودش است . خود قانون اساسىِ آن وقت - كه اين فروعش اينهايش همهاش پوسيده است - همين خود قانون اساسى مىگويد كه سلطنت يك موهبتى است الهى كه به « اعليحضرت » آن را مردم مىدهند ! حالا « موهبت الهى » است و مردم مىدهند ! حالا اين چرا چه جور شده كه مردم وكيل خدا هستند ، موهبت را مردم مىدهند ! اين چه است ، شايد آن وقت هم اينها ديدند كه نمىشود - مثلًا - دعوا كرد با رضا خان يا با آن سلاطينى كه آن وقت بودند نمىشود خيلى دعوا كرد ، خواستند يك چيزى - يك استخوانى لاى زخم بگذارند ! نه ، قضيهء اين حرفها نيست ، بى خود است . اين نظام غلط پوسيدهاى است . در هر صورت ، در خود قانون اساسى هم اين است كه سلطنت موهبت الهى است كه مردم مىدهند به شاه . خوب حالا همين ماده را ما مىخواهيم عمل بكنيم به آن . مردم بايد سلطنت را بدهند به شاه . ما از سرتاسر اين مملكت سؤال مىكنيم كه سلطنت ايشان را آيا شما داديد به ايشان ؟ هيچ كس جواب آرى ندارد ، براى اينكه اگر هم صحيح باشد ، پدران شما - اگر صحيح باشد ، من عرض مىكنم دروغ است اين حرف اما اگر هم صحيح باشد - اين موهبت الهى را دادند به رضا خان ؛ خوب رضا خان مُرد و سلطنت او هم تمام شد ؛ پدران ما نه وكيل ما بودهاند نه ولىّ ما بودند ، هيچى نبودند آنها هم ؛ آن وقت اكثر مردم نبودند در خارج تا اينكه پدرانشان يك كارى برايشان بكنند ؛ بنا بر اين به چه دليل الآن محمد رضا خان به حَسَب قانون اساسى ، به حَسَب همين قانون كه « موهبت الهى » است كه مردم مىدهند به شاه ، خوب از ايشان ما مىپرسيم كه كدام مردم به شما همچو رأيى دادند ؟ شما خودتان قبول داريد كه اين رأى را به پدر شما دادند ؛ آن هم آنهايى كه دادند ، الآن از آنها كمى مانده